mandanaZandian     
     ماندانا زندیان 

 

گفتیم:

زنده باد آزادی

زنده باد آگاهی

زنده باد زندگی؛

و دست­هایمان را در نور کاشتیم.

 

گیسوانمان را پوشاندند

دست­هایمان را بستند

گلویمان را  سوراخ­کردند

و تفنگ­هایشان

که دست­هایشان بود

آرامش آب را شکست.

 

بهار شد

ما زنده ماندیم و سبز شدیم

آنها برای تفنگ­هایشان

سیاه پوشیدند.

 

 

آبان یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت خورشیدی