بهاره رضایی

baharehRezaie

 

"تعلیق"

 

این متنی حرام زاده است

که ثبت می شود

در ثبت ِ احوال ِ تن ام.

شب

دامنه ای ندارد.

شب

پاک می شود

از روی بالشم

و لیلةالقدری

که من ام......

 

از صحن ِ تو می افتم

به مجلسی

در شمال ِ تن اش ؛

سلام!

اتفاقاً چیزی افتاده بود

از سَرَم

که نمی رفت

از من.

اتفاقاً بودی

در صحنه  ی ترک ِ حافظیه

از شیراز.

این جا

در این پلان

تنها کمی به عقب برمی گردم؛

به انحنای دامن ام می رسم

که در سطح ِ مُماس ِ تو

گیر کرده.

پشت می کنم به خودم

حالا

کمی متمایلم به این فضا.