|
|
|
بایگانی صفحه اول شعر نگاه کتابخانه شعر، علیه فراموشی پیوند ها |
|
1
ارثیه حوا
برای دخترانش
دربدری بود!
2
در گندمزار
موهایم را به خوشهها سپردم
تنم را به ساقهها
سیب سبزی روی پیشانیم گذاشتم
رویایم اگر واقعی بود
سنگسار میشدم
3
با کفش کهنه
روسری کهنه
روپوش کهنه سیاه
ایستاده بر سر راه
ماشین اول نه
ماشین دوم نه
با سومی به توافق رسید
سوار شد
چه جوان بود!
چه جوان!
با کفش ارزان
روسری نو
روپوش هرروزی
تا با ماشین چندمی
به توافق رسد
چه جوان است!
چه جوان!
|