لیلا صادقی 

leilaSadeghi

 

کلاغ

 

صاعقه بزند کاش به ساقه‌های تنم

باران به گل‌های پیرهنم

آنقدر که سیل بشوی و ببری

همه این گل‌ها را

از ریشه می‌کنی

تقدیم به تو این گل‌های بی‌ریشه

 

مه می‌شود یک کلمه‌ که شق القمر می‌کند تو را

                  آفتابی که می‌شکافد این شب را

یا قمر بنی‌هاشم که صبح نشود

که تمام نشوند فرشته‌ها و اذا سجاها

یک معجزه که بروم از خاطرت بمانم

 

روزنامه را باز می‌کنی، دست‌هایم را

که شرط می‌بندی نشسته‌‌اند روی خاک

رویم سیاه و عمرت کلاغ باد

تقدیم به تو این گل‌های بی‌ریشه

در خوابی که می‌پرم از شاخه‌ای به آب، به باران، به تگرگ

 

در ذهنم تگرگ می‌گیرد و

گرگ می‌شوم برای گرفتن یک رمه

مه می‌شود یک کلمه‌،

کاش فقط یک کلمه بودی

به معنی ماهی که تمام نمی‌شود در آب

تا بروم از این دست یا بمانم از آن دست