مهتاب کرانشه

mahtab Keranshe

 

 

پنهانی ترین عضو کلمه

سرانگشت ها  از سطر خالی می شد

موازی شور در زخمه هایی که ...

 زخم برمی داشتم از خاکستر سرت / تکاندی ام!

در چنگ موهایش یک روز طول کشیدم و نبود و تاریخ از لحظه هایم درد برداشت والخ...

کبود  کبود  کبود

باید قاعده ی هشت وجهی زمان را رعایت می کردم

اخته گی شاخ دار روز

دادی در اندرون و دیبا

هزار جهاز دیلمی و دار و دسته ی دیانت ام بودی / دوست دارم بودی! نبودی؟

جرینگ جرینگ ، به سرخی می زد دایره ی دوار تو

جرینگ جرینگ ، افتخار بود در تن من !

دستمال با سایه و سیهه ی تن و سرخ آوازهام

رقصِ بی چون چرایی ِ افتخار!

سرت زیر دندان صدا می داد

روز بی سرگذشت می گذشت

بی نشان می رقصیدم

وعبوری بود که انگار نبود!

 


 


روزهایی و حرفی که از زبان در می رود
 می رود تا بر لایه های زیرتر بنشیند
برود تا قعر
جایش خالی بود
جای سایه ای که نمی شنید /خالی بود
کسی از رمزهای هووی و های
کسی از دف تا چهار گوش چنگ در چنگ موها
ته نشین تر شو
بی خیال این و آن حرفها

 


  

صدایی /ای شنیدنی ترین حرف ها
دستی با شیارهایی که می نشیند در اتفاق / گرم می شود تیک تاک ساعت
و شوری که در این ضربان سرخ می ریزد
قدم هایی که کمی خش خش
نزدیکتر...نزدیکتر/ ای شوق سیمین ماه