|
|
|
بایگانی صفحه اول شعر نگاه کتابخانه شعر، علیه فراموشی پیوند ها |
|
اناالحق
مفقودي رويايي پشت خاكريزنفس هايم سرك مي كشيد سونامي هاي پيايي
گمنامي
قطعات شهيدي را
كه دررديف
شعرهايم آراميده بود
برآشفته
بود
درمناطق
ممنوع كيهاني
گرم ازگرگم
به هواي عشق بوديم
بي سيا ستي
را ازتيترهاي روزنامه يادگرفتيم
درگورهاي
دسته جمعي عصب هايم گريه مي كردند
بردريا قدم
مي زنم وگرد وغباربلند مي شود
صداي هاي
هاي موج هاي غرق شده مي آيد
ذرات
خيابان سازاناالحق سرداده اند
بربوته هاي
پنبه اشاره مي كند وُ
درآسمان
پانصد تكه ابرجاري مي شود
حق حق
هق هق
حق حق
هق هق
حق حق
ماجراي «
سه قطره خون» برزمين مي ريزد
ديوارها
انگشت به دهان مانده اند
چگونه حبس
را دور زده است
وهردم
وبازدمي را ازچارديواري آزاد كرده است
ازستون ها
صداي انالحق مي آيد
عيش مجلس
ام را به توپ بسته اند ازمشروطه ي لب هاي دوخته
فرو مي ريزد!
هيس
زيرخاكسترنجواي انالحق گُرمي گيرد
بردريا قدم مي زنم
« خرقه ي من پيش آب بازبريد»
وگرنه دمارازبرج هاي ساحلي برآيد
به رگ هاي شهيدم مراجعه مي كنم
پس خاكسترش را جمع كردند
تا آب برقرارخود آرام گيرد
« و اين فتوح را كس نبُود»
|