سارا محمدی اردهالی

saraArdehali

 

چیزی ته کشو

 

 

شب‌ها طپانچه‌ام را چک می‌کنم

همه چیز باید درست باشد

ماشه خوب چکانده شود

گلوله به موقع آتش کند

جذاب است

کاری را که هیچ وقت انجام نخواهم داد

مو به مو مرور می‌کنم

۳۰ دی ۱۳۸۹

 

 

روز بعد

خورشید بالا آمده است
در رختخواب می‌چرخم
موبایل و مداد و مسکن‌ها پایین می‌ریزند


کمرم دو تکه شده است

 

لوکوموتیورانی هستم
بارم سنگ آهن

از روی خودم رد شده‌ام

 

۵ بهمن ۱۳۸۹