سارا خلیلی

saraKhalil

1.

فرو مي‌روم در تو

با آبشش‌هاي روييده بر تمام تنم

 

صبح بالشم خيس

ريه‌هايم ترسيده از آب

 

 

2.

گلوله نمي‌دانست

دنبال چه بگردد توي سينه‌اش

شير يا خون