|
|
|
بایگانی صفحه اول شعر نگاه کتابخانه شعر، علیه فراموشی پیوند ها |
|
دهان دور تن ات یخ بزند
فکری بگردد
بشکند
قوه ای که برق اش رفته باشد
اجرا از قد سکون پایین بی افتد
که بمانم بپاشم
پرشی از ارتفاع
خود
که له شده باشی افراطی
این ثانیه ها صبور نیستند
اعصابشان تمدید نمی شود
که
شل بی افتم روی زمین
ول
که عرض اش مدام کم ام کند از طول
اینجا ختنه می شود زبان
ببین تن ام
تن ام
عبور می کنی از تن ام بی مرور
ـ
مرورم را به خاک سپرده اند ـ
|