|
|
|
بایگانی صفحه اول شعر نگاه کتابخانه شعر، علیه فراموشی پیوند ها |
|
شعری از آنکه واسر
(1946)،
هلند
آنکه واسر گفته است:"شعر زمانی خوب است که تاثیر بگذارد، شگفته زده کند
یا بگذارد چیزی را در خودت باز بشناسی. میخواهم بفهمم و
همزمان انگیخته شوم. مرا سهیم کند در خود. چنین اگر باشد
احساس میکنی کسی به تو اعتماد کرده است.
در شعر خود انتظار دارم اندیشه، زبان و شکل در هم تنیده شود. زمانی
موفق هستم که خواننده بداند از چه سخن میگویم و به فکر وادارش
کنم.
بسیار رویدادها در جامعه است که وادارت میکند بنویسی. نخست واکنش
نشان میدهم به رویداد و مینویسم، بعد کار تراش و حذف و صیقل
آغاز میکنم".
گفتگو در اگوست 2011
انتظار
انتظار چسبنده است چون حلزونی بی غلاف
بر کاشیهای خیس، که کاهلانه میخزد
سوی مقصدی که بس دور مینماید
زمان میچسبد انگار بر لکههای سیاه
ساعت لو میدهد
حضور خود را با تیک و تاک
لبخند از لب برداشتهام
خیال هنوز با چشمهای بسته سرگردان است
شاید باد، نور را بجنباند
دست میکشم بر ترس
با احساسی گنگ
شبحی از تنش با چهرهای مات
لرزش صدا خبر میرساند
و پایان میدهد به انتظار دردناک
|