|
|
|
بایگانی صفحه اول شعر نگاه کتابخانه شعر، علیه فراموشی پیوند ها |
|
یادداشتی بر شعر
«نیمی از
زندگی»
برای عموی عزیزم،
ترجمهی شعر «نیمی از زندگی» از هولدرلین و توضیح
کوتاه مترجم را در «کتاب شعر» خواندم. از آنجا که این شعر و
چند شعر دیگر هولدرلین را همیشه با خود میخوانم، دیدن ترجمهی
فارسی خیلی خوشایند بود. به منبع ترجمه نگاه کردم. خوشحالتر
شدم. میشائل هامبورگر بی تردید از بهترین مترجم های شعر آلمان
است. بویژه ترجمه هایش از هولدرلین، ریلکه، سلان و بوبروفسکی.
ترجمهی هامبورگر و متن اصلی را کنارم گذاشتم و شروع به خواندن
ترجمهی فارسی کردم:
از نام شعر مشخص است پای مرگ و زندگی هر دو در میان
است: «نیمهی زندگی». شعر دو نیمه دارد: تابستان و زمستان.
تابستانی گرم و نورانی، در مقابل زمستانی سرد و تاریک. گویا
شعر با تضادی عمیق و بی پایان مواجه است: مرگ و زندگی. اما
شاعر در جستتجوی فضایی
Idllic
(کاظم فیروزمند در فرهنگ ادبیات و نقد
Idyll
را چکامه یا شبانی ترجمه کرده) از نوع شعر یونان باستان
به این ورطه آمده تا تعادلی آرمانی را کشف کند. فضا در بخش
نخست شعر با «گلابیهای زرد»، «گلهای سرخ وحشی»، «قوهای عاشق»
و در آخر «آب مقدس و هشیار» ترسیم میشود. گلابی های زرد
همانطور که مترجم در توضیح کوتاه شعر نوشته است بیان پختگی و
فرزانگی است، اما این فرزانگی از حس وحشی آدمی قافل نیست. پس
گلهای سرخ وحشی نیز به تصویر اضافه میشوند که همراه گلابی
های زرد روی خشکی بر بستر آب آویخته و معلقند. بستری که شاعر
بر خلاف صفتهای سادهی زرد و وحشی، برایش صفتی رمزآلود و غریب
میگذارد:
heilignüchtern
(مقدس و هشیار) صفت از ترکیب دو واژه که در ترجمه های
انگلیسی و فارسی جدا از هم آمده اند، ساخته شده است. اما
واژهای که اینجا کار مترجم و مخاطب را مشکل میکند
nüchtern
است که در آلمانی هم ناشتا و هم خردمندانه/منطقی (خرد خشک)
معنی میدهد. ریشهی این واژه از
nocturnus
در لاتین میآید که به معنی «در شب» یا «شبانه» است. البته
واژهای که برای
nüchtern
در لاتین استفاده میشود
sobrius
است، ریشهی همان واژهی انگلیسی
sober
که هامبورگر آگاهانه برای ترجمه اش انتخاب کرده است. در
ترجمهی فارسی نیز به نظر «هشیار» بهترین گزینه بوده است.
هولدرلین جایی در شعر دیگری به نام «آواز آلمانی» مینویسد:
«هنگامی که سیر از آن آب مقدس و هشیار نوشیده باشد»
این ترکیب بصورت
nüchterne Trunkenheit
(مستی هشیار) هم در متون یونانی باستان به صورت
μέθη νηφάλιοϛ
، هم در متون
لاتین به صورت
sorbia ebrietas
آمده، و هم در دوران خود هولدرلین بارها در نامه ها، شعرها و
نوشته های او، گوته و شیلر مورد استفاده قرار گرفته است. اما
ریشهی اصلی توجه هولدرلین به این ترکیب را باید در کتاب
«دربارهی بزرگواری» از
لونجينوس (Λογγίνος) یک
نویسندهی ناشناختهی یونان باستان جست که هولدرلین آن را
میشناخته و میخوانده است. در فصل شانزدهم این کتاب لونجینوس
روحِ غایتِ شعر را در یگانگی «شیفتگی و هشیاری» میبیند.
بعد از این توضیح شاید جایگاه و معنای «قوهای مست» نیز
روشن شده باشد. بخصوص که در شعر «آواز آلمانی» که اشاره شد،
هولدرلین از شاعری صحبت میکند که برای آواز خواندن باید اول
«سیر از آب مقدس و هشیار» بنوشد. همچنین از دوران باستان تا
شعر قرن نوزدهم «قو» نماد «شاعر» بوده است. نزد افلاطون
اورفئوسِ شاعر در جهان زیرین به «قو» تبدیل میشود، هوراتیوس
نیز از قو به عنوان نماد شاعر استفاده میکند، تا قرن نوزدهم
که میتوان در شعر «قو» از «گلهای شر» اثر شارل بودلر این نماد
را هنوز بازیافت.
اما این فضای به غایت شاعرانه و آرمانی که از زندگی
ترسیم میشود، قبل از همه با گلابیهای زرد آغاز شده بود.
گلابی های پخته و زردی که این چند بیت مثنوی مولوی را به خاطر
میآورند:
«این جهان همچون درخت ای کرام
ما بر او چون میوه های نیم خام
سخت گیرد خامها مر شاخ را
زانک در خامی نشاید کاخ را
چون بپخت و گشت شیرین لبگزان
سست گیرد شاخ ها را بعد ازآن
چون از این اقبال شیرین شد دهان
سرد
شد بر آدمی ملک جهان».
برای همین است شاید که
نیمهی
دوم شعر سرمای زمستان است. زرد و وحشی و عاشق ساکت و سرد شده
اند. دیگر آن آب مقدس و هشیار نیست که شاعر بنوشد و خواندن
آغاز کند. دیوارها ساکت دورش ایستادهاند. اما شاعر تعادل
آرمانی را اینجا نیز در صدای بادنماهایی بازمیابد که انگار
بادی از دوردست صدای آوازشان را برآورده، و او در نقطهای از
دایرهی رفت و آمد خیامی که بدایت و نهایتش نیست، میان سکوت
دیوارها، به این اشارت گوش میسپارد. صدایی که خبر از نامیرایی
شعر میدهد، تا بادنماها در باد، فراسوی انسان نیز شعر
بخوانند. پس در آخر باز همان قوهای زیبای مستند که با هشیاری
از سرمای نیستی، در گرمای آن تصویر آرمانی سرهاشان را در آب
مقدس و هشیار فرو بردهاند تا سیر بنوشند، و بخوانند.
9.7.2011
برای اطلاعات بیشتر درباره ی شعرها و نمادها به
منابع زیر مراجعه شود:
Friedrich Hölderlin. Sämtliche Werke und Briefe. Drei
Bände. Hg. v. Jochen Schmidt. Bd. 1. Frankfurt a. Main
1992
Emblemata. Handbuch zur Sinnbildkunst des 16. Und 17.
Jahrhunderts. Stuttgart und Weimar 1967.
http://www.matoni.de/gedichte/hoelint.htm
فرهنگ ادبیات
و نقد، جی. ای. کادن، ترجمه ی کاظم فیروزمند، نشر شادگان
|