|
بایگانی صفحه اول شعر نگاه کتابخانه شعر، علیه فراموشی پیوند ها |
|
|
دو شعر از محمّد رضا نامدارپور(هیوا)
|
|
1
چشمانت مست بود و کمی عرب که دست از گیسوان تو بردار نبودم ! اصلاً گیرم اینجا جنوب تاریخ باشد این وقت سال نخلها گیلاس بدهند و دریا جهنمی به پا کند شرجی !
بزن به جیغ و دمّامی برای من دهان این دریا بوی خون می دهد و لاشه ! بگذار اینبار از هلهله ی اندام تو بلرزد این جنازه که دیگر مرد شده! که دست از گیسوان تو بردار نیست هنوز یک تار موی تو لای استخوانهای انگشتم آب می خورد !!!
2 یا زلیخا یا گرگ نه ... اصلاً به ما نیامده پیراهن بپوشیم !!!
|
|