|
بایگانی صفحه اول شعر نگاه کتابخانه شعر، علیه فراموشی ویژه ی 8 مارس |
|
رباب محب
پرنده
تماس های برهنه در قاب های شيشه ای روی ايوان پرنده عاشق پرهای کنده اش شده
... چند قطره ̊ نارِنج چند افق ̊ باد دو پارو ̊ بي دريا آرام. روی قطره های شب زده نشسته ايم هي دنبال ِ نگاه هم مي گرديم وقتي لبم توی لب هات وقتي لبت توی لب هام چشم داريم برای خاکستر ِ آتشي که گل ندارد، بعد از اين لحظه.
روی قطره های هم نشسته ايم. روی گورمان قرني نوشته : محکوم نگاهت چرا خالي ست ؟ تو که از نوک ِ پستان هام تلخي ِ طنز ِ سالهام مکيده ای با آخرين سطر که مي روی ، بگو : چند خلاصه ̊ دُهل بوديم چند کاغذ ̊ سقف. برای ِ رفتن ِ روی گورهم دو قلم ̊ شکسته پا داشتيم روی ايوان پرنده ای بي پر.
استکهلم ژانويه دهزار و هفت |