رفتن

لیلا عطارچی 

 

رفتی و ندیدی

که چه سنگین راه با تو رفته را تنها طی می کنم.

 دوباره می آیی

که خرده های نان را نشان راهت گذاشتم .

و می بینی

کبوتران عاشق را که دانه بر می چینند و بر جای پایت نوک می زنند.

تا زمین هم انتظارت را از یاد نبرد