![]() |
|
|
بایگانی صفحه اول شعر نگاه کتابخانه شعر، علیه فراموشی پیوند ها |
|
|
آزاده دواچی |
|
تکه ای از زمین
تکه ای از زمین ام ، مخدوش ، و لبخندی خشکیده در قاب مونالیزا رختهایم بر تنم آتش می گیرند و صله می شوند ؛ و چروک بر زمین می افتند رو بالشی ام بوی حرف گرفته عضلاتم مرا به همخوابگی دعوت می کنند بار ها در فواصل رشته کوها بارور شده ام روی دلخوشی کابوسهایم زاییده ام نوزادان در گلویم خفه ، و احادیث در رختخوابم، سبز می شوند خورشید در کف دو دستم، و ماه هر روز برایم می گرید به دستبوسی باران نرفته ام کسی هست بداند چه قدر از تولد این همه کودک دلگیرم
|
|