|
|
|
|
بایگانی صفحه اول شعر نگاه کتابخانه شعر، علیه فراموشی پیوند ها |
|
|
رباب محب |
|
خراشها بر صورتهایِ مضاعف
1
چکش – بر سنگِ سیاه. یقهیِ خودم در دست- زیرِ چکش.
میکوبم. میکوبم. تا جستنِ تکه الماسی، گوشهای زیرِ زخمهایِ باز
میکوبم
2
گفت: آهای، هی جلوههایِ در و دیوار پوزهیِ نفرتم نمیلیسید؟
سرم؛ مردیست؛ خنجرِ رویِ شانه صورم؛ گلِ آتش؛ پس از انفجار
: : :
و... گلولههایِ سرد دغدغهای ندارند به وقتِ روشنِ هواخوری.
3
ذهن کنارِ دهلیزهایش در تالارهایِ بیآینهیِ کودکی میپاشد
رفتن – خیال نیست کافیست در سه ضرب شوی کفشهایت را لنگه به لنگه بپوشی از تورمِ رانهایِ اهوازِ دورِ آبهایِ کارون تا تهرانِ تبکرده بِدَوی
: : : پیاده برگِردِ مدارهایت- نا – مَدار میشوی.
4
گل تسلیمِ پرچمهایِ خود است در بادهایِ پائیزی.
5
نوزادِ دختر قنداقِ خود را پاره میکند قنداق؛ دستِ دختر.
: : :
6
باد در بادبانِ حیوانکِ سیرک میپیچد زخمِ خیره به سنگِ صحنه میگوید: سلام
7
آغوشِ باز بغضِ خفته دهان بسته درختی با همهیِ شاخهها و شکافهایش شیار میزند در باد.
آنسویِ پنجره جسدی کفناش را پاره میکند انگار عکسِ چندبرابرِ خراش بر صورت.
8
رقصِ علف وَ باد رقصِ علف وَ باد بر دامنِ خاک رقصِ علف وَ باد بر دامنِ خاک بر آسمانِ تیرهیِ دریا.
دیدار هرگز اینگونه کوتاه نبوده است میبینمش؛ از میانِ شاخههایم بیصدا برگهایم را میبرد باد.
9
رفتن مکثِ غریبِ چشم بود، در سرانجامِ شعله.
زیرِ خروارِ خاکهایِ من میمانم
|
|