![]() |
|
|
بایگانی صفحه اول شعر نگاه کتابخانه شعر، علیه فراموشی پیوند ها |
|
|
صبحی سلیمی |
|
قول میدهم گریه نكنم
بوی بهار آكنده در مشام و ... برف چه می گرید ! *** دنیا بی اعتنا به من و تو ، تند می پیماید . و میان گیر و دار این همه آدم ، به خاك بخشیدمت . *** تن شانزده سالهی بی سَرَ ت كه به خاك افتاد ، آتش نوروز هم ... « پیشكش خودتان» ناموسِ بی سرِ خانواده كه سرفراز ماند ! ماهی ها هم مالتان ... *** من خواب بودم و شراره های خشمگین هستی تودیگر ، نیز ، بال زد .... وخاك میزبانِ تنِ سوخته ات ... یادم باشد فشفشهای برایت بیاورم . گریه هم نمیکنم . قول می دهم. *** اینجا زمین است ! و زندگی جاری . سوره ای خوانده ام برای نبودنت . نه فریادی می کشی نه آهی حتی... من از تو گرم میشوم . ققنوسی جوان از خاکستر قلبت پر میكشد و از قلبم نیز ...
نفسی از شعله ی تَـنَت را میخواهم ، تا زنانگی بیست و دوساله ام را ، با خون گلویت آب دهم .... ( صُبحی سلیمی ـ بانه )
|
|